keep back
/kiːp bæk/
پنهان نگه داشتن؛ عقب نگه داشتن
To avoid touching, standing on or eating something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Keep off the grass.
روی چمن پا نگذارید.
The doctor told him to keep off salt.
دکتر گفت نمک نخورد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تابلوهای هشدار و توصیهٔ پزشکی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep off from the grass
keep off the grass
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.