پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

keep off

/kiːp ɔːf/KEEP AWF

دست نزدن؛ پا نگذاشتن

تعریف انگلیسی

To avoid touching, standing on or eating something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Keep off the grass.

    روی چمن پا نگذارید.

  2. The doctor told him to keep off salt.

    دکتر گفت نمک نخورد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تابلوهای هشدار و توصیهٔ پزشکی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • keep off from the grass

    keep off the grass

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.