پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

keep out

/kiːp aʊt/KEEP OWT

راه ندادن؛ وارد نشدن

تعریف انگلیسی

To stop someone entering, or to stay outside.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. A high fence keeps the animals out.

    یک حصار بلند حیوان‌ها را بیرون نگه می‌دارد.

  2. The sign said: Keep out.

    روی تابلو نوشته بود: ورود ممنوع.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تابلوها و توضیح موانع فیزیکی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • keep out the kitchen

    keep out of the kitchen

    پیش از نام مکان حرف اضافهٔ of می‌آید.