keep away
/kiːp əˈweɪ/
دور نگه داشتن؛ دور ماندن
To not tell something, or to hold someone at a distance.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I felt she was keeping something back.
حس کردم چیزی را پنهان میکند.
Police kept the crowd back.
پلیس جمعیت را عقب نگه داشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ اطلاعات یا فاصلهٔ فیزیکی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep back something from me
keep something back from me
مفعول بین keep و back قرار میگیرد.