پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

keep away

/kiːp əˈweɪ/KEEP uh-WAY

دور نگه داشتن؛ دور ماندن

تعریف انگلیسی

To stay at a distance, or to make someone stay at a distance.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Keep away from the edge.

    از لبه دور بمان.

  2. Keep the children away from the oven.

    بچه‌ها را از فر دور نگه دار.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در هشدارهای ایمنی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • keep away of the edge

    keep away from the edge

    بعد از away حرف اضافهٔ from می‌آید.