take a back seat
/teɪk ə bæk siːt/
نقش درجهدو گرفتن؛ کنار کشیدن
زمام کار دست اوست
In control of a situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
With that contract, they're in the driver's seat.
با آن قرارداد، زمام کار دست آنهاست.
Who's in the driver's seat on this project?
زمام این پروژه دست کیست؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ قدرت و کنترل.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
in the drivers seat
in the driver's seat
شکل درست با آپاستروف است.