green with envy
/ɡriːn wɪð ˈenvi/
از حسادت سبز شدن
چراغ سبز نشان دادن؛ اجازه دادن
To give permission for something to start.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The council gave the green light to the new park.
شورا به پارک جدید چراغ سبز نشان داد.
We're waiting for the green light from the client.
منتظر چراغ سبز مشتری هستیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در کار و پروژهها برای تأیید رسمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
give a green light for it
give the green light to it
این اصطلاح با the و حرف اضافهی to میآید.