پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

spinning your wheels

/ˈspɪnɪŋ jʊr wiːlz/SPIN-ing yer WEELZ

درجا زدن

تعریف انگلیسی

Working hard without making any progress.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We're just spinning our wheels without a plan.

    بدون برنامه فقط داریم درجا می‌زنیم.

  2. I spent a month spinning my wheels on that bug.

    یک ماه روی آن باگ درجا زدم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تلاش بی‌نتیجه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • spinning your wheel

    spinning your wheels

    wheels جمع است.