hold off
/hoʊld ɔːf/
به تعویق انداختن؛ صبر کردن
دوام آوردن؛ تسلیم نشدن
To resist or last longer than expected.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Supplies held out for another week.
آذوقه یک هفتهٔ دیگر دوام آورد.
They held out for a better offer.
برای پیشنهاد بهتر پافشاری کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در مذاکره و شرایط سخت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hold out to a better offer
hold out for a better offer
بعد از hold out حرف اضافهٔ for میآید.