فعل عبارتیB2
hold up
/hoʊld ʌp/
معطل کردن؛ دوام آوردن
خنثی#زمان#مشکل و دردسر
نگه داشتن؛ از دست ندادن
To keep something rather than lose or give it away.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Hold on to that receipt.
آن رسید را نگه دار.
She held on to her optimism.
خوشبینیاش را از دست نداد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ اشیا و همچنین احساسات.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hold on the receipt
hold on to the receipt
شکل کامل این فعل hold on to است.