پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

go off the rails

/ɡoʊ ɔːf ðə reɪlz/GOH AWF thuh RAYLZ

از خط خارج شدن؛ به هم ریختن

تعریف انگلیسی

To start behaving badly, or for a plan to fall apart.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The project went off the rails after the budget was cut.

    بعد از قطع بودجه، پروژه از خط خارج شد.

  2. He went off the rails for a while after the divorce.

    بعد از طلاق مدتی به هم ریخت.

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

از راه‌آهن می‌آید: قطاری که از ریل خارج شود دیگر مسیر مشخصی ندارد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای برنامه‌ای که خراب شده یا کسی که کنترلش را از دست داده.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go off the rail

    go off the rails

    در این اصطلاح rails جمع است.