better safe than sorry
/ˈbetər seɪf ðən ˈsɑːri/
احتیاط شرط عقل است
جوگیر شدن؛ زیادهروی کردن
To become so excited that you lose control or go too far.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I got a bit carried away and bought five books.
کمی جوگیر شدم و پنج تا کتاب خریدم.
Don't get carried away — it's only the first interview.
جوگیر نشو؛ تازه مصاحبهی اول است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هیجان بیش از حد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get carried out
get carried away
شکل ثابت اصطلاح carried away است.