beat the odds
/biːt ði ɑːdz/
برخلاف پیشبینیها موفق شدن
احتیاط شرط عقل است
It is wiser to be careful than to take a risk and regret it.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Take a jacket — better safe than sorry.
یک کاپشن بردار؛ احتیاط شرط عقل است.
I backed up the files; better safe than sorry.
از فایلها نسخهی پشتیبان گرفتم؛ کار از محکمکاری عیب نمیکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توجیه احتیاط.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
better safe than sorrow
better safe than sorry
کلمهی درست sorry است.