پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a gut feeling

/ə ɡʌt ˈfiːlɪŋ/uh GUT FEE-ling

حس درونی؛ شهود

تعریف انگلیسی

An instinctive feeling you cannot fully explain.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I had a gut feeling that something was wrong.

    حسی درونی می‌گفت یک چیزی درست نیست.

  2. Trust your gut feeling on this one.

    این بار به حس درونی‌ات اعتماد کن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی تصمیمی بر پایه‌ی حس، نه دلیل منطقی است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a guts feeling

    a gut feeling

    gut در این ترکیب مفرد است.