پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

hit a roadblock

/hɪt ə ˈroʊdblɑːk/HIT uh ROHD-blok

به مانع خوردن

تعریف انگلیسی

To meet an obstacle that stops progress.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We hit a roadblock when the supplier pulled out.

    وقتی تأمین‌کننده کنار کشید به مانع خوردیم.

  2. The bill hit a roadblock in the senate.

    لایحه در مجلس سنا به مانع خورد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در پروژه و مذاکره.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hit to a roadblock

    hit a roadblock

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.