throw away
/ˌθroʊ əˈweɪ/
دور انداختن؛ هدر دادن (فرصت)
از شر چیزی خلاص شدن؛ دور انداختن
To remove or throw away something you don't want.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We need to get rid of these old chairs.
باید از شر این صندلیهای قدیمی خلاص شویم.
How do I get rid of this headache?
چطور از شر این سردرد خلاص شوم؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اشیا، عادتها، مشکلات و حتی افراد مزاحم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get rid from
get rid of
حرف اضافه of است.