پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

get rid of

/ˌɡet ˈrɪd əv/GET RID uv

از شر چیزی خلاص شدن؛ دور انداختن

تعریف انگلیسی

To remove or throw away something you don't want.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We need to get rid of these old chairs.

    باید از شر این صندلی‌های قدیمی خلاص شویم.

  2. How do I get rid of this headache?

    چطور از شر این سردرد خلاص شوم؟

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

اشیا، عادت‌ها، مشکلات و حتی افراد مزاحم.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get rid from

    get rid of

    حرف اضافه of است.