Count me in.
/kaʊnt miː ɪn/
من هستم
Saying you do not want to join a plan.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Camping in winter? Count me out.
کمپ زمستانی؟ من نیستم.
If it starts at six, count me out.
اگر ساعت شش شروع میشود، من نیستم.
A 20-kilometre hike? Count me out!
کوهپیمایی بیستکیلومتری؟ من نیستم!
گفتوگوی دوستانهIf it's another long meeting, count me out — I've got a deadline.
اگر باز یک جلسهٔ طولانی است، من نیستم؛ مهلت تحویل دارم.
سر کار، بین همکارهاموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
رد کردن خودمانی یک دعوت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Count out me
Count me out.
ضمیر بین count و out قرار میگیرد.