the ball is in your court
/ðə ˌbɔːl ɪz ɪn jʊr ˈkɔːrt/
توپ در زمین توست؛ حالا نوبت توست که تصمیم بگیری یا اقدام کنی
بستگی به خودت دارد؛ تصمیم با توست
Used to say that someone else has the right to decide.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We can eat in or go out — it's up to you.
میتوانیم خانه غذا بخوریم یا بیرون برویم؛ تصمیم با خودت.
It's up to you whether you come or not.
اینکه بیایی یا نه بستگی به خودت دارد.
Whatever you decide is fine. It's totally up to you.
هر تصمیمی بگیری خوب است. کاملاً با خودت.
Should I wear the blue shirt or the black one? — It's up to you, both look great.
پیراهن آبی را بپوشم یا مشکی را؟ — به خودت بستگی دارد، هر دو قشنگاند.
آماده شدن برای مهمانیThe final decision is up to the manager, not us.
تصمیم نهایی با مدیر است، نه ما.
سر کار؛ با اسم: up to the managerموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی میخواهید مؤدبانه تصمیم را به طرف مقابل واگذار کنید؛ در روابط، خرید و برنامهریزی روزمره.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
It's up with you.
It's up to you.
حرف اضافه to است.
It depends on you. (meaning: you decide)
It's up to you.
It depends on you نادرست نیست، ولی معنی «وابسته به شماست» میدهد. برای واگذاری تصمیم، It's up to you طبیعی است.