sleep on it
/ˈsliːp ɑːn ɪt/
یک شب رویش فکر کردن و بعد تصمیم گرفتن
بگذار رویش فکر کنم
A polite way to delay a decision.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Would you join the committee? — Let me think about it.
به کمیته میپیوندی؟ — بگذار رویش فکر کنم.
It's a good offer, but let me think about it overnight.
پیشنهاد خوبی است، ولی بگذار یک شب رویش فکر کنم.
Do you want to share a flat next year? — Maybe. Let me think about it.
میخواهی سال بعد همخانه شویم؟ — شاید. بگذار رویش فکر کنم.
گفتوگوی دوستانهThe salesman kept pushing, so I said, "Let me think about it," and left.
فروشنده مدام اصرار میکرد، پس گفتم «بگذارید رویش فکر کنم» و رفتم.
فرار مؤدبانه از خریدموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
خرید، پیشنهاد کاری، دعوت؛ برای نه نگفتن مستقیم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Let me think it.
Let me think about it.
about لازم است.