out of pocket
/aʊt əv ˈpɑːkɪt/
رفتار عجیب و خارج از عرف
Noticed or recognized something instantly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I clocked it the second he walked in.
همان لحظه که وارد شد فهمیدم.
She clocked the mistake straight away.
فوراً اشتباه را گرفت.
Did anyone notice my new haircut? — Mum clocked it straight away.
کسی متوجه مدل موی جدیدم شد؟ — مامان فوراً فهمید.
گفتوگوی دوستانه؛ بریتانیاThe teacher clocked that we'd copied each other's homework.
معلم فهمید که تکالیف همدیگه رو کپی کرده بودیم.
مدرسهچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
clock در اسلنگ قدیمی بریتانیا هم «صورت» بود و هم «نگاه کردن». clock someone یعنی خوب نگاهش کردن و شناختنش.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی چیزی را سریع تشخیص میدهید.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
clocked to it
clocked it
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.
clock something
این کاربرد بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است.