پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیتازه

clocked it

/klɑːkt ɪt/KLOKT it

فهمیدم؛ شناختمش

تعریف انگلیسی

Noticed or recognized something instantly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I clocked it the second he walked in.

    همان لحظه که وارد شد فهمیدم.

  2. She clocked the mistake straight away.

    فوراً اشتباه را گرفت.

  3. Did anyone notice my new haircut? — Mum clocked it straight away.

    کسی متوجه مدل موی جدیدم شد؟ — مامان فوراً فهمید.

    گفت‌وگوی دوستانه؛ بریتانیا
  4. The teacher clocked that we'd copied each other's homework.

    معلم فهمید که تکالیف همدیگه رو کپی کرده بودیم.

    مدرسه

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

clock در اسلنگ قدیمی بریتانیا هم «صورت» بود و هم «نگاه کردن». clock someone یعنی خوب نگاهش کردن و شناختنش.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی چیزی را سریع تشخیص می‌دهید.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • clocked to it

    clocked it

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

British

clock something

این کاربرد بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است.