پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

bite the dust

/baɪt ðə dʌst/BYT thuh DUST

شکست خوردن؛ از بین رفتن

تعریف انگلیسی

To fail, break down or die.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Another local shop has bitten the dust.

    یک مغازه‌ی محلی دیگر هم تعطیل شد.

  2. My old laptop finally bit the dust.

    لپ‌تاپ قدیمی‌ام بالاخره از کار افتاد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای پایان یا خرابی، اغلب شوخ.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bite the dusts

    bite the dust

    dust غیرقابل‌شمارش است.