a close call
/ə kloʊs kɔːl/
مو لای درزش نمیرفت؛ بهخیر گذشت
فرار از خطر در آخرین لحظه
A situation where you only just avoided danger.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They had a narrow escape when the roof collapsed.
وقتی سقف فرو ریخت، بهسختی جان سالم به در بردند.
It was a narrow escape, but nobody was hurt.
بهسختی از خطر گذشتند، ولی کسی آسیب ندید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در گزارش حوادث و تعریف ماجرا.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a narrow escaping
a narrow escape
اسم درست escape است.