get away with
/ˌɡet əˈweɪ wɪð/
از زیر کاری قسر در رفتن؛ بدون مجازات ماندن
To do something illegal.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Parking here breaks the law.
پارک کردن اینجا خلاف قانون است.
He didn't realise he was breaking the law.
متوجه نبود که دارد قانونشکنی میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
حقوقی و روزمره.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cross the law
break the law
فعل break است.