پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

make a complaint

/meɪk ə kəmˈpleɪnt/MAYK uh kum-PLAYNT

شکایت کردن

تعریف انگلیسی

To formally say that you are not satisfied.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Several passengers made a complaint about the delay.

    چند مسافر از تأخیر شکایت کردند.

  2. If the service is poor, make a complaint in writing.

    اگر خدمات ضعیف بود، کتبی شکایت کن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در موقعیت‌های رسمی: هتل، فروشگاه، اداره.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • do a complaint about the delay

    make a complaint about the delay

    هم‌آیند complaint فعل make است.