make a complaint
/meɪk ə kəmˈpleɪnt/
شکایت کردن
بهانه آوردن
To give a reason, often untrue, for not doing something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He made an excuse and left the party early.
بهانهای آورد و زود از مهمانی رفت.
Stop making excuses and finish the work.
بهانه نیاور و کار را تمام کن.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کسی از زیر کاری در میرود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
do an excuse
make an excuse
همآیند excuse فعل make است.