have an impact
/hæv ən ˈɪmpækt/
اثر قابلتوجه داشتن
To find something hard to do.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I have difficulty hearing in noisy rooms.
در اتاقهای شلوغ در شنیدن مشکل دارم.
She had difficulty finding the address.
در پیدا کردن آدرس مشکل داشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای بیان مؤدبانهٔ محدودیت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have difficulty to find the address
have difficulty finding the address
بعد از difficulty فعل ing میآید.