پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

work up

/wɜːrk ʌp/WURK UP

کم‌کم ساختن؛ به وجود آوردن

تعریف انگلیسی

To develop something gradually, or to make yourself feel something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I couldn't work up the courage to ask.

    جرئتش را پیدا نکردم که بپرسم.

  2. He worked up an appetite on the walk.

    در پیاده‌روی اشتها پیدا کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

با courage، appetite و enthusiasm می‌آید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • work up to the courage

    work up the courage

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.