turn over
/tɜːrn ˈoʊvər/
برگرداندن؛ گردش مالی داشتن
To go to someone for help or support.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
When things go wrong, I turn to my sister.
وقتی اوضاع خراب میشود، به خواهرم پناه میبرم.
He had no one to turn to.
کسی را نداشت که به او رو بیاورد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای حمایت عاطفی یا عملی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
turn for my sister
turn to my sister
حرف اضافهی این فعل to است.