pay through the nose
/peɪ θruː ðə noʊz/
پول زیادی (بیش از حد) پرداختن
چشمپوشی کردن؛ خود را به ندیدن زدن
To deliberately ignore something you know is wrong.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The manager turned a blind eye to the late arrivals.
مدیر تأخیرها را نادیده گرفت.
We can't keep turning a blind eye to the problem.
نمیتوانیم مدام خودمان را به ندیدن مشکل بزنیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای نادیده گرفتن عمدی خطا یا تخلف.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
turn the blind eye on it
turn a blind eye to it
این اصطلاح با a و حرف اضافهی to به کار میرود.