پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

tell the truth

/tel ðə truːθ/tel thuh trooth

راست گفتن؛ حقیقت را گفتن

تعریف انگلیسی

To say what really happened or what is actually true.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Please tell me the truth.

    لطفاً حقیقت را به من بگو.

  2. To tell the truth, I forgot about the meeting.

    راستش را بخواهی، جلسه را فراموش کردم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی صداقت می‌خواهید یا واقعیت را بیان می‌کنید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • Tell me a truth about what happened.

    Tell me the truth about what happened.

    برای حقیقتِ یک ماجرای مشخص از the truth استفاده می‌شود.