Fair point.
/fer pɔɪnt/
حرف حسابی است
To be fair: introduces a point that balances or excuses what was just said.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The food was slow, but tbf it was really busy.
غذا دیر اومد، ولی انصافاً خیلی شلوغ بود.
Tbf, he did warn us.
انصافاً خودش بهمون هشدار داده بود.
He's always late! — Tbf, he lives really far away.
همیشه دیر میکنه! — انصافاً خیلی دور زندگی میکنه.
چت با دوستTbf, the old version was slower.
انصافاً نسخهٔ قبلی کندتر بود.
بحث در کامنتهاچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
مخفف to be fair است؛ خود عبارت در گفتار بریتانیایی بسیار رایج است و مخففش در توییتر دههٔ ۲۰۱۰ جا افتاد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای منصف بودن یا دفاع از کسی بعد از یک انتقاد.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
To be fairly
To be fair
شکل درست، صفت fair است، نه قید fairly.