پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

take up

/teɪk ʌp/TAYK UP

شروع کردن (سرگرمی)؛ وقت گرفتن

تعریف انگلیسی

To start a hobby, or to use time or space.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I've taken up yoga this year.

    امسال یوگا را شروع کرده‌ام.

  2. The piano takes up half the room.

    پیانو نصف اتاق را گرفته.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای سرگرمی جدید یا اشغال فضا.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • take up to play yoga

    take up yoga

    بعد از take up اسم یا فعل ing می‌آید.