put away
/pʊt əˈweɪ/
سر جایش گذاشتن؛ جمع کردن
To return something to its place, or to delay something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Put the book back when you're done.
وقتی تمام شد کتاب را سر جایش بگذار.
The meeting has been put back to Thursday.
جلسه به پنجشنبه موکول شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای برگرداندن یا تأخیر.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put back it on the shelf
put it back on the shelf
ضمیر بین put و back قرار میگیرد.