put back
/pʊt bæk/
سر جایش برگرداندن؛ به تعویق انداختن
To place something down, or to criticize someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Put the box down here.
جعبه را اینجا بگذار.
He's always putting his brother down.
همیشه برادرش را تحقیر میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
معنای اول فیزیکی و معنای دوم منفی است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put down him
put him down
ضمیر بین put و down قرار میگیرد.