پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

put down

/pʊt daʊn/PUT DOWN

زمین گذاشتن؛ تحقیر کردن

تعریف انگلیسی

To place something down, or to criticize someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Put the box down here.

    جعبه را اینجا بگذار.

  2. He's always putting his brother down.

    همیشه برادرش را تحقیر می‌کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

معنای اول فیزیکی و معنای دوم منفی است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • put down him

    put him down

    ضمیر بین put و down قرار می‌گیرد.