take advantage of
/teɪk ədˈvæntɪdʒ əv/
از فرصتی استفاده کردن؛ سوءاستفاده کردن
مسئولیت پذیرفتن
To accept that you are the cause of something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The manager took responsibility for the mistake.
مدیر مسئولیت اشتباه را پذیرفت.
We all need to take responsibility for our waste.
همهٔ ما باید مسئولیت زبالهٔ خودمان را بپذیریم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در محیط کاری و بحثهای اجتماعی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take responsibility of the mistake
take responsibility for the mistake
بعد از responsibility حرف اضافهٔ for میآید.