every now and then
/ˈevri naʊ ənd ðen/
گاهگاهی
با عواقب کار خود روبهرو شدن
To accept criticism or punishment for what you have done.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He skipped class and now he has to face the music.
کلاس را پیچاند و حالا باید جواب پس بدهد.
The company must face the music over the data leak.
شرکت باید پاسخگوی نشت اطلاعات باشد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پذیرش عواقب.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
face to the music
face the music
face در اینجا فعل متعدی است و حرف اضافه نمیگیرد.