get a grip
/ɡet ə ɡrɪp/
خودت را جمعوجور کن
به خودت مسلط شو
To regain control of your emotions.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Pull yourself together; the interview starts in five minutes.
به خودت مسلط شو؛ مصاحبه پنج دقیقهی دیگر شروع میشود.
She took a deep breath and pulled herself together.
نفس عمیقی کشید و به خودش مسلط شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در لحظههای اضطراب یا اندوه، برای بازیابی آرامش.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
pull you together
pull yourself together
این اصطلاح ضمیر انعکاسی میخواهد.