at the eleventh hour
/ət ði ɪˈlevənθ ˈaʊər/
در آخرین لحظه
فقط مسئلهی زمان است
Certain to happen eventually.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It's only a matter of time before the old bridge is closed.
بسته شدن پل قدیمی فقط مسئلهی زمان است.
With that attitude, it was only a matter of time before he got fired.
با آن رفتار، اخراج شدنش فقط مسئلهی زمان بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پیشبینی اتفاق اجتنابناپذیر.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a matter of the time
a matter of time
time بدون the میآید.