in time
/ɪn taɪm/
بهموقع؛ پیش از اینکه دیر شود
At exactly the time mentioned.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The meeting starts at nine on the dot.
جلسه دقیقاً سر ساعت نه شروع میشود.
He arrives at six on the dot every day.
هر روز دقیقاً ساعت شش میرسد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تأکید روی وقت دقیق.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
on the dot nine o'clock
at nine o'clock on the dot
on the dot بعد از ساعت میآید، نه قبل از آن.