پرش به محتوای اصلی
اصطلاحA2· مقدماتیخنثی

on time

/ɑːn taɪm/on TYM

سر وقت

تعریف انگلیسی

At the planned time; not late.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The train left exactly on time.

    قطار دقیقاً سر وقت حرکت کرد.

  2. Please try to be on time tomorrow.

    لطفاً فردا سعی کن سر وقت باشی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی کاری دقیقاً در زمان تعیین‌شده انجام می‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • Please be at time.

    Please be on time.

    حرف اضافهٔ این اصطلاح on است.