a big fish in a small pond
/ə bɪɡ fɪʃ ɪn ə smɔːl pɑːnd/
آدم مهم در جای کوچک
کار مشکوک یا شیطنتآمیز
Dishonest or silly behaviour.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The auditors suspected some monkey business with the accounts.
حسابرسها به کارهای مشکوکی در حسابها مشکوک شدند.
No monkey business while I'm gone, kids!
بچهها، تا من نیستم شیطنت نکنید!
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای رفتار نادرست یا شیطنت، بسته به بافت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a monkey business
monkey business
این عبارت حرف تعریف a نمیگیرد.