پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

mint

/mɪnt/MINT

عالی؛ حرف ندارد

تعریف انگلیسی

Excellent.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. That jacket is mint.

    آن کت حرف ندارد.

  2. We had a mint time.

    خیلی خوش گذشت.

  3. How was the concert? — Mint! Best night ever.

    کنسرت چطور بود؟ — محشر! بهترین شب عمرم.

    گفت‌وگوی دوستانه؛ شمال انگلستان
  4. He's selling his old console in mint condition.

    کنسول قدیمیش رو در حد نو می‌فروشه.

    in mint condition: در حد نو

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

mint یعنی «ضرابخانه»؛ سکهٔ in mint condition تازه از ضرابخانه آمده و نو است. از همین معنای «بی‌نقص»، در شمال انگلستان mint یعنی «عالی».

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

تحسین کوتاه، بیشتر در شمال انگلستان.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • very mint jacket

    a mint jacket

    این صفت معمولاً تشدید نمی‌شود.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

British

mint

بیشتر در شمال انگلستان شنیده می‌شود.