پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیتازه

mid

/mɪd/MID

متوسط و بی‌خاصیت

تعریف انگلیسی

Mediocre; not bad but definitely not good.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The food was honestly kind of mid.

    غذا راستش یک‌جورهایی معمولی بود.

  2. Everyone hyped that film, but it's mid.

    همه برای آن فیلم هیاهو کردند، ولی متوسط است.

  3. How was the new superhero movie? — Mid. Great effects, boring story.

    فیلم ابرقهرمانی جدید چطور بود؟ — معمولی. جلوه‌های ویژه عالی، داستان خسته‌کننده.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. The hype was huge, but the burger was pretty mid.

    سروصدا خیلی زیاد بود، ولی برگره خیلی معمولی بود.

    نقد رستوران

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

mid یعنی «وسط»: چیزی که نه خوب است و نه بد، درست وسط. در انگلیسی آفریقایی‌تبار آمریکا قدیمی‌تر بود و در دههٔ ۲۰۲۰ با اینترنت فراگیر شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

نقد کوتاه و بی‌احساس یک چیز.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • very mid film

    a mid film

    این صفت معمولاً تشدید نمی‌شود.