پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنA2· مقدماتیخنثی

make money

/ˌmeɪk ˈmʌni/MAYK MUN-ee

پول درآوردن

تعریف انگلیسی

To earn money.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He makes money selling handmade furniture.

    او با فروش مبلمان دست‌ساز پول درمی‌آورد.

  2. The app made a lot of money in its first year.

    اپ در سال اول پول زیادی درآورد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کسب‌وکار و درآمد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • win money (from work)

    make money

    win money فقط در قمار/مسابقه.