make a reservation
/meɪk ə ˌrezərˈveɪʃən/
رزرو کردن
تأثیر گذاشتن
To cause someone to have a strong opinion of you.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She made a great impression at the interview.
در مصاحبه تأثیر خیلی خوبی گذاشت.
First impressions matter, so dress well.
برداشت اول مهم است، پس خوب لباس بپوش.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهٔ مصاحبه، آشنایی اول و ارائه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make an impression to the manager
make an impression on the manager
بعد از impression حرف اضافهٔ on میآید.