a drop in the bucket
/ə ˌdrɑːp ɪn ðə ˈbʌkɪt/
قطرهای در دریا؛ مقدار ناچیز در برابر نیاز
تأثیر گذاشتن؛ تفاوت ایجاد کردن
To have an important effect on a situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Small changes can make a big difference.
تغییرات کوچک میتوانند تأثیر بزرگی بگذارند.
Volunteering is a way to make a difference.
داوطلب شدن راهی برای تأثیرگذاری است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اثر مثبت؛ همچنین «فرقی نمیکند» (it makes no difference).
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
do a difference
make a difference
فعل make است.