پرش به محتوای اصلی
اصطلاحC1· پیشرفتهغیررسمی

jump on the bandwagon

/ˌdʒʌmp ɑːn ðə ˈbændwæɡən/UK /ˌdʒʌmp ɒn ðə ˈbændwæɡən/JUMP on thuh BAND-wag-un

دنباله‌روی از یک موج یا مد رایج

تعریف انگلیسی

To join an activity or trend because it has become popular.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Every brand is jumping on the AI bandwagon.

    هر برندی سوار موج هوش مصنوعی شده.

  2. He only jumped on the bandwagon after the team started winning.

    فقط بعد از اینکه تیم شروع به بردن کرد، هوادار شد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کمی انتقادی، برای کسانی که فقط به‌خاطر محبوبیت به چیزی می‌پیوندند.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
C1پیشرفته

ظرافت‌های معنایی و زبان طبیعی native

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • jump in the bandwagon

    jump on the bandwagon

    on، نه in.