jump on the bandwagon
/ˌdʒʌmp ɑːn ðə ˈbændwæɡən/
دنبالهروی از یک موج یا مد رایج
فرصت را از دست دادن؛ دیر جنبیدن
To miss an opportunity because you were too slow.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Tickets sold out in an hour — I completely missed the boat.
بلیتها یکساعته تمام شد؛ کاملاً فرصت را از دست دادم.
If you don't apply this week, you'll miss the boat.
اگر همین هفته درخواست ندهی، فرصت از دستت میرود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی فرصتی بهخاطر تأخیر از دست رفته یا در حال از دست رفتن است.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
lose the boat
miss the boat
فعل ثابت miss است.