hit the nail on the head
/ˌhɪt ðə ˌneɪl ɑːn ðə ˈhed/
دقیقاً زدن به هدف؛ چیزی را کاملاً درست و دقیق گفتن
کاملاً موافقم؛ صددرصد با شما همنظرم
Used to say that you completely agree with someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
A: We should hire more support staff. — B: I couldn't agree more.
الف: باید نیروی پشتیبانی بیشتری استخدام کنیم. — ب: کاملاً موافقم.
در جلسهI couldn't agree more with what she said about deadlines.
با حرفی که او دربارهی ددلاینها زد کاملاً موافقم.
You're right — I couldn't agree more.
حق با توست؛ صددرصد موافقم.
This city needs more bike lanes. — I couldn't agree more.
این شهر به مسیرهای دوچرخهسواری بیشتری نیاز دارد. — کاملاً موافقم.
گفتوگوی دوستانهI couldn't agree more with your review of the hotel.
با نقدی که دربارهٔ هتل نوشتی کاملاً موافقم.
کامنت زیر یک نقدموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای ابراز موافقت شدید در بحثها، جلسات و گفتوگوها. هم در موقعیت رسمی و هم دوستانه قابل استفاده است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I couldn't agree anymore.
I couldn't agree more.
anymore معنی «دیگر» میدهد و جمله را بیمعنی میکند.
I couldn't agree more. (understood as disagreement)
I couldn't agree more. = I completely agree.
بعضی زبانآموزان فکر میکنند این جمله منفی است؛ در واقع یعنی موافقت کامل.