get bent out of shape
/ɡet bent aʊt əv ʃeɪp/
بیجهت ناراحت یا عصبانی شدن
عقده داشتن؛ همیشه طلبکار بودن
To feel resentful and easily offended because of past unfair treatment.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's had a chip on his shoulder ever since he was passed over for promotion.
از وقتی ترفیع نگرفته، عقده به دل دارد.
She walks around with a chip on her shoulder about her old school.
همیشه سر مدرسهی قدیمیاش طلبکار و رنجیده است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای رنجش پایدار و رفتار تدافعی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have a chip in your shoulder
have a chip on your shoulder
حرف اضافهی این اصطلاح on است.