hit the roof
/hɪt ðə ruːf/
داد و بیداد راه انداختن؛ به شدت عصبانی شدن
بیجهت ناراحت یا عصبانی شدن
To become upset or angry, often over something small.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't get bent out of shape — it was just a joke.
بیخودی ناراحت نشو؛ فقط شوخی بود.
He gets bent out of shape over the smallest things.
سر کوچکترین چیزها به هم میریزد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از واکنش اغراقآمیز.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get bent out of the shape
get bent out of shape
shape بدون the میآید.